مؤلف مجهول
141
تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )
سه روز ديگر بزيست ، و در حضرت پيغمبر عليه السلام در پهلوى ابو بكر او را دفن كردند . و سبب قتل او آن بود كه امير المؤمنين بر ارباب املاك خراجى معين كرده بود . مغيره را هم خراجى معين كرد . ابو لؤلؤ را سخت آمد . و بعد از تعيين خراج ، امير المؤمنين او را گفت آسيابى جهت من بساز ، و او نجارى نيك بود ، گفت از جهت تو آسيابى سازم كه تا دنيا باشد بگردد . عمر گفت اين غلام مرا تهديد كرد . و روز ديگر آن واقعه [ 97 ر ] افتاد . او را شش پسر بود : عبد اللّه و عبيد اللّه و عاصم و زيد و عبد الرحمن و ابو شحمه ، و دو دختر : حفصه و فاطمه . كنيت عبد اللّه ابو عبد الرحمن بود ، با پدر بهم مسلمان شد در سن كودكى ، و در همهء غزوات با مصطفى حاضر آمد ، مگر بدر و احد ، و تا روزگار عبد الملك مروان بماند و هشتاد و چهار سال بزيست ، و در زهد و عبادت يگانهء جهان بود . و عبيد اللّه عمر تندخو بود . چون عمر كشته شد ، شمشير بكشيد و دختر ابو لؤلؤ و چند ديگر بكشت . و در وقت خلافت امير المؤمنين على ، از على بگريخت و بمعاويه پيوست ، و او بحرب صفّين آمد و آنجا كشته شد . و عاصم مردى فاضل بود ، در سال هفتاد او را بكشتند . و ابو شحمه خمر خورد ، و عمر او را حدّى زد ، در آن هلاك شد . و حفصه را پيغمبر عليه السلام در نكاح آورد ، و در ايّام عثمان وفات يافت . صحابه از پيغمبر عليه السلام شنيده بودند « 1 » كه « كنوز عجم در حكم شما خواهد بود » . چون خلافت بعمر رسيد ، مثنّى بن حارثه كه در روزگار ابو بكر لشكر اسلام را بقتال فرس دعوت كرده بود ، ديگر بار از اضطراب ملك عجم ،
--> ( 1 ) - تج 25 .